محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )
246
مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )
درد روده گرم مىشود و به سبب گرمى جگر صفرا بيشتر تولد مىكند و بول را رنگين مىسازد . ثانى آن كه در قولنج مزبور بنا بر مقاومت با وجع توجه مىكند طبيعت بدان محل و به تبع طبع و روح و حرارت غريزى و خون صفرا نيز بدان سو مىگرايد و بالضرور در آن موضع گرمى حادث مىگردد و به واسطهء حرارت تحليل و تذويب مىافتد در اخلاط . و قابلتر در اين امر همان است كه الطف بود و آن صفرا و خون لطيف است و هرگاه كه اينان گداخته مىشوند و به مائيت مختلط مىگردند بول را سرخ مىگردانند . ثالث آن كه در اين قولنج بنا بر احتباس بلغم عارض مىشود عفونت در وى از حرارت وجع و به واسطهء عفونت حادث مىگردد صفرت تا وردى و صفرت مذكور مع تكاثف جرم ماده سياه مىنمايد و چون با مائيت مىبرآيد به سرخى مىگرايد . و گاه باشد كه در منفذى كه ميان جگر و مراره يا ميان مراره و امعا واقع است سدهء بلغمى افتد و بدان سبب صفرا به مراره و امعا نرود و با بول مختلط آيد و بول را سرخ كند و خاصهء اين سده است كه قولنج سرد پيدا مىكند به شرطى كه از مراره صفرا به معده نيايد ، چه اگر سده در مجراى واقع ميان مراره و امعا باشد و صفرا از مراره به مسلكى كه در مراره و معده است به معده ريزد انصباغ در بول نمىافگند و قولنج نيز نمىآرد ، مگر آن كه هرچه آيد به قى برآيد كه در اين صورت با وجود عدم انصباغ بول قولنج آور است . و همچنان گاه باشد كه سده در رگهاى بدن افتد و بدان سبب رطوبتها اندر عروق محتبس ماند و عفونت پذيرد و رنگين شود و بول را رنگين كند و اين بول مشرق نباشد و پيشتر اين مبحث مفصل گفته آيد . و وجه ضعف كبد در فالجى كه به شق ايمن بود ظاهر است كه كبد چون به همين شق واقع است شريك در آفت مىباشد . اما در صورتى كه فالج به طرف ايسر بود وجه تميز خون از مائيت كثرت خون در جگر است نه ضعف او . و بدانند كه آنچه گفتهاند بول سرخ سليم تر از بول زرد بود بهر آن كه سرخى دليل غلبهء خون باشد و وى بهترين اخلاط است و شديد الحرارة نيست مراد از اين زرد غير اترجى است و گرنه اترجى لا محاله فاضلتر از سائر اصناف بود لأنه دليل الاعتدال كما مرّ . اكنون چند فائده كه بدين بول تعلق دارد و معرفت آن طبيب را سودمند است مرقوم ميگردد : بدان كه بول سرخ رقيق دليل درازى مرض بود و سرخ غليظ كه رسوب نكند و صاف نگردد نشان هلاكت باشد و سرخ كه رسوب نيز سرخ كند با سلامت بود . و آنچه در وى رسوب سپيد باشد دليل قوت مادهء انضاج طبيعت و اميد سلامت بود . و محمد زكريا گويد بول سرخ كه غليظ بود و رسوب او سپيد دليل بسيارى خلط خام باشد . و اگر در امراض حاده بول از ابتدا سرخ شود و رسوب نكند و هم بر آن بماند دليل ضعف جگر و ورم وى باشد و خطرناك بود . و اگر در حميات محرقه و امراض حاده بول خون محض آيد دليل هلاكت عاجل گردد . و اگر در امراض حاده بول سرخ و غليظ و متين بود و به تقطّر آيد خطرناك باشد . و اگر بول سرخ بود و طبع خشك و مدتى بر اين بماند و در بدن هيچ المى نباشد نشان مرض سل بود . و اگر در تندرستى بول سرخ و غليظ و طبع خشك بود و در سرد اعضا گرانى پيدا باشد نشان كثرت فضول و حدوث عفونت و حميات بود . و اگر در حميات گرم و حميات مختلط بول سرخ و غليظ بود و رسوب بسيار كند دليل سلامت و زوال مرض باشد . اما اگر رسوب نكند يا اندك كند دليل درازى مرض باشد و نشان نكس بود . و بول سرخ و اندك در امراض حاده دليل سوء حال بود خاصه كه رسوب زرد كند . و بول سرخ و غليظ بىرسوب در امراض دموى دليل خامى ماده باشد . و هرگاه تب زائل شود و بول سرخ ماند دليل گرمى جگر يا ورم وى باشد و البته نكس افتد . و اگر با ضعيفى معده و خارش اعضا بول سرخ بود و رقيق ، دليل يرقان و غلبهء صفرا باشد . و اگر بول سرخ بود و از سرخى به سياهى زند و قدرى به سبزى گرايد دليل ابتداى يرقان باشد و خاصهء بول يرقانى است كه پارچه را رنگينتر كند و جز بول يرقانى هرگز